ذبيح الله صفا

1230

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

قطب الدين در تأليف اين كتاب از مهمترين مآخذ قديم در هر فنى از فنون دوازده‌گانهء كتاب استفاده كرد و پيش از شروع ببحث دربارهء فنون مذكور نخست مقدمه‌يى بعنوان « فاتحه » آورده و در آن دربارهء فضيلت علم و تعلّم و تعليم و حقيقت علم و تقسيم علوم بحكمى و غيرحكمى ( دينى و غيردينى ) و تقسيم هريك از آنها سخن گفته است و اين « فاتحه » از لحاظ آشنايى با انديشهء قدما دربارهء تعريف علم و تقسيمات علوم ارزش بسيار دارد . بعدازين مقدمه ملّا قطب پرداخته است بتوضيحات عالمانهء كافى دربارهء هريك از علوم و شرح مباحث آنها و بدين‌ترتيب كتابى كه فراهم آورده صورت گنجينه‌يى از علوم پيدا كرده و بيهوده نيست كه طلاب قديم آن را « انبان ملّا قطب » مىناميده‌اند . نثر اين كتاب چنان زير نفوذ كتب عربى در فنون مختلف علوم قرار دارد كه در برخى موارد بايد آن را يكنوع فارسى مأخوذ از عربى شمرد . تركيبها و تعبيرها و اصطلاحهاى علّامه قطب الدين درين كتاب همه‌جا مستقيما از همانها كه در حوزه‌هاى علمى و كتابهاى مربوط بوده گرفته شده و مطلقا كوششى در استفاده از معادلهاى فارسى آنها به كار نرفته و علّت آنست كه در زمان مؤلف اذهان دانشمندان با متون عربى علوم چنان خو گرفته بود كه احتياج بداشتن مفردات يا مركّبات فارسى براى اصطلاحات علمى نزد كسى احساس نمىشد . از آثار ديگر قطب الدين شيرازى به فارسى يكى تحفهء شاهى و ديگر نهاية الادراك است كه هردو در علم هيئت نوشته شده و ديگر رساله‌يى در هيئت و نجوم بنام اختيارات مظفّرى . علاوه‌بر اينها مكاتيبى نيز از ملّا قطب در دستست و شيوهء انشاء او ، هرجا كه تحت نفوذ مستقيم كتب علمى قدما و دانش مدرسه‌يى خود نباشد ساده و بروش منشآت اهل علم است .